نوشته‌هایی با برچسب "ضرب المثل"

ریشه تاریخی ضرب المثل «از خجالت آب شد» ریشه تاریخی ضرب المثل «از خجالت آب شد»

آدمی را وقتی خجالت و شرمساری دست دهد، بدنش گرم می شود و گونه هایش سرخی می گیرد. خلاصه عرق شرمساری که ناشی از شدت و حدت گرمی و حرارت است از مسامات بدنش جاری می گردد. عبارت بالا گویان آن مرتبه از شرمندگی و سرشکستگی است که خجلت زده را یارای سربلند کردن نباشد و از فرط انفعال و سرافکندگی سر تا پا خیس عرق شود و زبانش بند آید. اما فعل “آب شدن” که در این عبارت به کار رفته ریشه تاریخی دارد و همان ریشه و واقعه تاریخی موجب گردیده که به صورت ضرب المثل درآید:. بایزید بسطامی و یا بگفته شیخ فریدالدین عطار: «آن سلطان العارفین، آن برهان المحققین، آن پخته جهان

ضرب المثل من هم تو همان فكرم ضرب المثل من هم تو همان فكرم

اگر کسی کار احمقانه‌ای بکند که بر او نکته بگیرند و جواب قانع‌کننده‌ای نداشته باشد به عنوان اعتراف و پوزش خواهی ضمنی این مثل را می‌گوید. می‌گویند مردی برای دزدیدن هندوانه و خربزه سر جالیزی رفت و مقدار زیادی هندوانه و خربزه چید و توی گونی ریخت. وقتی که خواست در گونی را ببندد جالیزبان مثل اجل معلق سر رسید و پرسید: «اینجا چکار می‌کنی؟» مرد گفت: «والله از راه می‌گذشتم باد سختی وزید و طوفان مرا انداخت توی جالیز تو» جالیزبان پرسید: «خوب هندوانه و خربزه را کی کند؟». مرد گفت: «طوفان می‌خواست مرا با خودش ببرد من هم هر مرتبه دست می‌انداختم و هندوانه و خر

ضرب المثل خدا روزي رسان است اما يك سرفه ای هم بايد كرد! ضرب المثل خدا روزي رسان است اما يك سرفه ای هم بايد كرد!

داستان ضرب المثل های ایرانی ،ضرب المثل. شخص ساده‌لوحی مکرر شنیده بود که خداوند متعال ضامن رزق بندگان است و به هر موجودی روزی رسان است. به همین خاطر به این فکر افتاد که به گوشه مسجدی برود و مشغول عبادت شود و از خداوند روزی خود را بگیرد. به این قصد یک روز از سر صبح به مسجد رفت و مشغول عبادت شد همین که ظهر شد از خداوند طلب ناهار کرد. هرچه به انتظار نشست برایش ناهاری نرسید تا اینکه شام شد و او باز از خدا طلب خوراکی برای شام کرد و چشم به راه ماند. چند ساعتی از شب گذشته درویشی وارد مسجد شد و در پای ستونی نشست و شمعی روشن کرد و از «دوپله» خود قدری

ضرب المثل الهی که آقام آب بخواهد! ضرب المثل الهی که آقام آب بخواهد!

داستان ضرب‌المثل «الهی که آقام آب بخواهد!»,ضرب المثل درباره تنبلی. ضرب‌المثل «الهی که آقام آب بخواهد!» کنایه از آدم تنبلی است که حتی برای رفع تشنگی خودش هم تلاشی نمی کند و منتظره تا دری به تخته‌ای بخورد و او هم به نوایی برسه. آنقدر در این تنبلی زیاده‌روی می‌کند که حتی حاضره ضرر گاهی وقت‌ها به جانش هم برسد. اما ببینیم این مثل از کجا شکل گرفت؟. روزگار گذشته روزگار ارباب و نوکری بود. اربابانی که ثروتمندان جامعه بودند و برای رفع اموراتشان نوکری استخدام می‌کردند و از این راه او را هم به یک نوایی می‌رساندند. این میان نوکری بود که احوالی تعریف‌کرد

ریشه تاریخی ضرب المثل «آب حیات نوشید» ریشه تاریخی ضرب المثل «آب حیات نوشید»

درباره کسانی که عمر طولانی کنند و روزگاری دراز در این جهان بسر برند ، از باب تمثیل یا مطایبه می گویند فلانی آب حیات نوشیده . ولی این عبارت مثلی بیشتر در رابطه با بزرگان و دانشمندان و خدمتگزاران عالم بشریت و انسانیت که نام نیک از خود به یادگار گذاشته. زنده جاوید مانده اند. به کار می رود. این ضرب المثل به صور و اشکال آب حیوان و آب بقا و آب خضر و آب زندگانی و آب اسکندر نیز به کار رفته، شعرا و نویسندگان هر یک به شکلی در آثار خویش آورده اند. اکنون ببینیم این آب حیات چیست و از کجا سرچشمه گرفته است. اسکندر مقدونی پس از فتح سغد و خوارزم از یکی از م

ضرب المثل های نوروزی ضرب المثل های نوروزی

زیبایی بهار همواره موجب شده است بسیاری از نویسندگان و شاعران سرزمین کهن ایران در وصف آن سخن بسرایند و همچون ‏‏«صدای سخن عشق» گفتارشان اصلاً تکراری نیست. ‏. در ادبیات عامیانه و شفاهی مردم کوچه و بازار هم این فصل نمود خاصی دارد و آنچه که در ضرب المثل ها، متل ها، قصه ها و ‏باورهای مردم آمده است نشانگر جایگاه خاص این فصل در زندگی مردم است. عباراتی همچون ‏. ‏«سیاه بهار» ‏و یا ‏‏«گدابهار»‏. از خشکسالی و یا وقوع سیل و نزول برف و باران زیاد و بی موقع حکایت داشت. کافی بود در فصول پاییز و زمستان برف و ‏باران به اندازه کافی نازل نشود و طبیعی بود که خطر

ضرب المثل های بهاری... ضرب المثل های بهاری...

ضرب المثل جوجه پاییزه می خواهد سرجوجه بهاره کلاه بگذارد. زیبایی بهار همواره موجب شده است بسیاری از نویسندگان و شاعران سرزمین کهن ایران در وصف آن سخن بسرایند و همچون «صدای سخن عشق» گفتارشان اصلاً تکراری نیست. در ادبیات عامیانه و شفاهی مردم کوچه و بازار هم این فصل نمود خاصی دارد و آنچه که در ضرب المثل ها، متل ها، قصه ها و باورهای مردم آمده است نشانگر جایگاه خاص این فصل در زندگی مردم است. عباراتی همچون «سیاه بهار» و یا «گدابهار» از خشکسالی و یا وقوع سیل و نزول برف و باران زیاد و بی موقع حکایت داشت. کافی بود در فصول پاییز و زمستان برف و باران به ا

ضرب المثل های آلمانی ضرب المثل های آلمانی

مثل آلمانی : گاهی دروغ همان کار را می کند که یک چوب کبریت با انبار باروت می کند . مثل آلمانی : بهتر است دوباره سؤال کنی تا اینکه یکبار راه اشتباه بروی . مثل آلمانی : زمان دوای خشم است. مثل آلمانی : عشقی که توأم با حسادت نباشد دروغی است . مثل آلمانی : در برابر آن کس که عسل روی زبان دارد ، از کیف پولت محافظت کن . مثل آلمانی : روزیکه صبر در باغ زندگیست بروید به چیدن میوۀ پیروزی امیدوار باشید . مثل آلمانی : تملق سم شیرین است . مثل آلمانی : به امید شانس نشستن همان و در بستر مرگ خوابیدن همان. مثل آلمانی : سند پاره می شود ، ولی قول پاره نمی شود . مثل

ضرب المثل بارگهش را آب برده ضرب المثل بارگهش را آب برده

کار او دیگر اصلاح پذیر نیست ، چون بسیار خراب است ، بیشتر در مورد ورشکست شده‌ای گویند که با کمک دوستان هم نمی‌تواند باز به سرکار خود برگردد، یعنی خرابی کار بیشتر از این حد است. در موارد مشابه نیز کاربرد دارد. لازم است که اول معنی واژه " بارگه " را بدانیم : بارگه در تداول آباده و صُغاد سد کوچکی است که چون آبیار بخواهد آب را سوی دیگر بفرستد، ماسه و شن و ریگ آن طرف جوی را که باید آب برود با بیل بر می‌دارد و به سمتی که نباید آب برود می‌ریزد. در این موقع حساس، چابکی و جلدی لازم دارد. چون این کار باید سریع انجام شود، یعنی از وقتی که میرآب اعلام می‌ک

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه