نوشته‌هایی با برچسب "حکایت جالب لعنت بر شیطان"

حکایت جالب لعنت بر شیطان ! حکایت جالب لعنت بر شیطان !

به شیطان گفتم: «لعنت بر شیطان!» لبخند زد. پرسیدم: «چرا می خندی؟». پاسخ داد:«از حماقت تو خنده ام می گیرد». پرسیدم: «مگر چه کرده ام؟». گفت: «مرا لعنت می کنی در حالی که هیچ بدی در حق تو نکرده ام». با تعجب پرسیدم: «پس چرا زمین می خورم؟!». جواب داد: «نفس تو مانند اسبی است که آن را رام نکرده ای. نفس تو هنوز وحشی است؛ تو را زمین می زند. ». پرسیدم: «پس تو چه کاره ای؟». پاسخ داد: «هر وقت سواری آموختی، برای رم دادن اسب تو خواهم آمد؛ فعلاً برو سواری بیاموز !!!». منبع:janan. eu.

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه