ترناس

نمي‌دونم، اهميتي هم نميدم، فرقي هم نمي‌كنه!

درود بر سادگی ها…

با یک نظر

درود بر سادگی ها، دلیل عقب افتادگی ها…

نوشته شده توسط فرشاد

بهمن ۵م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۵۲ ق.ظ

نوشته شده در زمزمه ها

برچسب ,

پیش‌ بینی

بدون نظر

به ریاضیات اعتقاد ندارم. از آدمهایی که افکار روزانه شون دائماً درگیر احتمالات، معادلات و اعداد هم باشه خوشم نمیاد. این طور افراد خطرناک ترین آدمها هستن!

نوشته شده توسط فرشاد

بهمن ۵م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۸ ق.ظ

۲۱

با ۵ نظر

آن شبنم پاکم که به بازار طبیعت، ناگه به وجود آمده، ناگاه بمیرم…

پی‌نوشت: بیست و یک ساله شدم.

نوشته شده توسط فرشاد

دی ۱۳م, ۱۳۸۸ در ۸:۰۵ ب.ظ

نوشته شده در روزنوشت, شخصی

استقلال، آزادی

با ۲ نظر

نه امریکا
نه انگلیس
نه چین
نه روسیه
نه غربی، نه شرقی
من فقط اهل پارسم…
واق
واق
واق

نوشته شده توسط فرشاد

آذر ۲۱م, ۱۳۸۸ در ۵:۲۳ ب.ظ

۴۰۴

با ۵ نظر

“آدم بودن” رویای کودکی‌های من بود، اما من بزرگ شدم!

نوشته شده توسط فرشاد

آبان ۲۷م, ۱۳۸۸ در ۷:۱۵ ب.ظ

نوشته شده در توهمات

حفاظت شده: من بدهکار نیستم!

با یک نظر

این نوشته با رمز محافظت شده است. برای نمایش رمز خود را بنویسید:


نوشته شده توسط فرشاد

آبان ۹م, ۱۳۸۸ در ۶:۳۴ ب.ظ

نوشته شده در رمزگذاری شده, شخصی, غُرغُر

قانون هفتم

با یک نظر

به تصمیماتی که بعد از “ساعت دو نیمه شب” می گیرید، اعتماد نکنید!

نوشته شده توسط فرشاد

آبان ۹م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۲۶ ق.ظ

نوشته شده در شب نوشت, قوانین

برچسب , , ,

بالاخره یه روز…

با ۲ نظر

کفّاره‌ی شراب خواری های بی‌حساب
هوشیار در میان مستان نشستن است!

نوشته شده توسط فرشاد

آبان ۹م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۲۵ ق.ظ

نوشته شده در روزنوشت

برچسب , , ,

حرف می‌زنی…

با یک نظر

دختر که باشی، زن که باشی، فرقی نمیکنه خوشحال باشی یا ناراحت، حالت خوب باشه یا بد، همیشه می تونی حرف بزنی، از همه چی میتونی حرف بزنی، فرقی نمیکنه طرفت دیوار باشه یا تخته سنگ، مرد باشه یا نامرد، تو میتونی همیشه حرف بزنی بدون اینکه احساس کنی چرا حرف میزنی… آره، می‌دونم، می‌فهمم.

نوشته شده توسط فرشاد

آبان ۸م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۹ ب.ظ

نوشته شده در توهمات, شب نوشت

برچسب , , , ,

روز از نو…

با ۲ نظر

کاش میشد تمام دردهای زندگی رو تو تختخواب جا گذاشت…

نوشته شده توسط فرشاد

آبان ۸م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۰۸ ق.ظ

نوشته شده در شخصی, غُرغُر

برچسب , , ,