ترناس

نمي‌دونم، اهميتي هم نميدم، فرقي هم نمي‌كنه!

Archive for مرداد, ۱۳۸۸

نبودِ تو

with 3 comments

یـار، می باید و نمی آید. غیـر، نمی باید و می آید.

Written by فرشاد

مرداد ۲۸م, ۱۳۸۸ at ۹:۴۰ ب.ظ

Posted in روزنوشت, زمزمه ها

Tagged with

همه‌چیز زن معماست

without comments

همه‌چیز زن معماست و همه چیزش را یک راه گشودن است که نامش آبستنی‌ست.

زرتشت

Written by فرشاد

مرداد ۲۸م, ۱۳۸۸ at ۹:۴۰ ب.ظ

Posted in نقل قول

Tagged with , , ,

به حرفِ دلت گوش کنید

with one comment

شما به حرف دلتون گوش کنید، شاعر گاهی اوقات گ* اضافی میخوره!

Written by فرشاد

مرداد ۲۸م, ۱۳۸۸ at ۹:۳۹ ب.ظ

Posted in برداشت آزاد

Tagged with ,

شب زنده‌داری

with one comment

من هیچی نمیدونم، هیچ ادعایی هم ندارم اما اینو خوب میدونم با شب زنده‌داری از آسمون در و داف نازل نمیشه!

Written by فرشاد

مرداد ۲۸م, ۱۳۸۸ at ۹:۳۹ ب.ظ

Posted in شب نوشت

Tagged with ,

فرشاد بی فرشاد

with one comment

فرشاد تنها، فرشاد خسته، فرشاد بیکار، فرشاد بی خواب، فرشاد بی پول…

پی نوشت: این روزها همه غُرغُر می کنن شما چطور؟

Written by فرشاد

مرداد ۲۸م, ۱۳۸۸ at ۷:۵۱ ب.ظ

پیش بسوی بهشت تجملی و بیهودگی

without comments

تنها یک امید و هدف همگی ما را تحت تسلط خود درآورده است و آن این است که هرطور شده خود را به بهشت تجملی و بیهودگی و لذت برسانیم و به خاطر آن روح را بکشیم و جسم را خوار کنیم.

اونوره دوبالزاک

Written by فرشاد

مرداد ۲۸م, ۱۳۸۸ at ۳:۲۷ ب.ظ

انسان به امید زنده‌ست

with one comment

چقدر خوبه تو زندگی به چیزی یا کسی امید ببندی، با اینکه شاید بدونی هیچ وقت بهش نمیرسی! مگر “زندگی” غیر از اینه؟

Written by فرشاد

مرداد ۲۷م, ۱۳۸۸ at ۱:۰۱ ب.ظ

Posted in روزنوشت

Tagged with , ,

ادعایی ندارم

without comments

کاش می تونستم به جای همه ی آدمها از تک تک آدمها عذرخواهی کنم.

Written by فرشاد

مرداد ۲۳م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۱۳ ب.ظ

ماشینِ دَدی

without comments

کلاً به حال این پسرایی که با ماشین باباشون میرن دختر بازی و مُخ! میزنن غبطه می خورم.

Written by فرشاد

مرداد ۲۰م, ۱۳۸۸ at ۴:۴۰ ب.ظ

هرگز از مرگ نهراسیده ام

with one comment

امیدوارم روزی توانایی این رو داشته باشم که زمان مرگم رو اعلام کنم.

Written by فرشاد

مرداد ۲۰م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۰۱ ق.ظ