Archive for مرداد, ۱۳۸۸
نبودِ تو
یـار، می باید و نمی آید. غیـر، نمی باید و می آید.
همهچیز زن معماست
همهچیز زن معماست و همه چیزش را یک راه گشودن است که نامش آبستنیست.
به حرفِ دلت گوش کنید
شما به حرف دلتون گوش کنید، شاعر گاهی اوقات گ* اضافی میخوره!
شب زندهداری
من هیچی نمیدونم، هیچ ادعایی هم ندارم اما اینو خوب میدونم با شب زندهداری از آسمون در و داف نازل نمیشه!
فرشاد بی فرشاد
فرشاد تنها، فرشاد خسته، فرشاد بیکار، فرشاد بی خواب، فرشاد بی پول…
پی نوشت: این روزها همه غُرغُر می کنن شما چطور؟
پیش بسوی بهشت تجملی و بیهودگی
تنها یک امید و هدف همگی ما را تحت تسلط خود درآورده است و آن این است که هرطور شده خود را به بهشت تجملی و بیهودگی و لذت برسانیم و به خاطر آن روح را بکشیم و جسم را خوار کنیم.
انسان به امید زندهست
چقدر خوبه تو زندگی به چیزی یا کسی امید ببندی، با اینکه شاید بدونی هیچ وقت بهش نمیرسی! مگر “زندگی” غیر از اینه؟
ادعایی ندارم
کاش می تونستم به جای همه ی آدمها از تک تک آدمها عذرخواهی کنم.
ماشینِ دَدی
کلاً به حال این پسرایی که با ماشین باباشون میرن دختر بازی و مُخ! میزنن غبطه می خورم.
هرگز از مرگ نهراسیده ام
امیدوارم روزی توانایی این رو داشته باشم که زمان مرگم رو اعلام کنم.




