طنز نوشته های کوتاه. تو کوچه موتوریه اومد دختره رو اذیت کنه. دویدم رفتم کمک فرار کرد پسره. یکم آب دادم دختره خورد حالش که جا اومد گفت شما پسرا همتون آشغالین، و رفت. طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب. دختره رفته قصابی گفته : آقا جگر دارید ؟. قصاب گفته جگر سفید یا سیاه؟. دختره گفته رنگای دیگه کی میارید ؟. میگن قصاب پشم گوسفند و انداخته رو خودش فقط میگه بع بع. طنز نوشته های کوتاه. دیشب برق رفت، بابام گفت پاشو یه شمع روشن کن. گفتم نمیخواد وجودت خودش نوره،. یهو دیدم یه دمپایی پرت کرد طرفم و گفت؛ لا ...

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب (63)



مطالب طنز و خنده دار , جوک

طنز نوشته های کوتاه

 

تو کوچه موتوریه اومد دختره رو اذیت کنه

 .

.

 دویدم رفتم کمک فرار کرد پسره

یکم آب دادم دختره خورد حالش که جا اومد گفت شما پسرا همتون آشغالین، و رفت

 

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب , طنز نوشته های کوتاه

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب

 

دختره رفته قصابی گفته : آقا جگر دارید ؟

قصاب گفته جگر سفید یا سیاه؟

.

.

.

دختره گفته رنگای دیگه کی میارید ؟

میگن قصاب پشم گوسفند و انداخته رو خودش فقط میگه بع بع...

 

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب , طنز نوشته های کوتاه

طنز نوشته های کوتاه

 

دیشب برق رفت، بابام گفت پاشو یه شمع روشن کن

گفتم نمیخواد وجودت خودش نوره،

.

.

.

یهو دیدم یه دمپایی پرت کرد طرفم و گفت؛ لایک، خوشم اومد 

 

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب , طنز نوشته های کوتاه

جوک های جدید

 

مرد با کنایه به زن گفت چرا زنها ،

در هر کاری کمتر از مردها موفق می شوند

زن در جواب گفت برای اینکه خانم ها ،

خودشان زن ندارند تا در کارها کمکشان کند

اخه چرا با این موجودات حاضر جواب بحث میکنید 

 

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب , طنز نوشته های کوتاه

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب

 

یه بارم بابام کنتور گاز رو دستکاری کرد،

.

.

.

روزی ١٣٠٠ تومن اداره گاز باید به ما پول میداد

 

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب , طنز نوشته ها�� کوتاه

جوک های باحال

 

‏یارو ﺍﺯ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﻣﯿﺎﺩ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻏﺶ ﻏﺶ ﻣﯿﺨﻨﺪﻩ

ﻣﯿﮕﻦ: ﭼﯽ ﺷﺪﻩ؟

‏ﻣﯿﮕﻪ: رفتم مغازه اسگلشون کردم

‏میگن: چی کار کردی…؟

‏میگه: ﭘﻮﻝ ﺩﺍﺩﻡ ﻫﯿﭽﯽ ﻧﺨﺮﯾﺪﻡ

 

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب , طنز نوشته های کوتاه

طنز نوشته های جالب و خنده دار

 

امروز یه پشه یه ربع بی حرکت

نشسته بود رو میز ناهار خوری 

منم سریع زدم لهش کردم!!

بعد از چن دقیقه یه پشه دیگه اومد بالا سرم گفت:

بی وجدان اون معلول بوود

لامصب داغون شدم با حرفش

 

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب , طنز نوشته های کوتاه

مطالب طنز و خنده دار

 

پسرها بعد 10 دقیقه به تفاهم میرسند که روز جمعه برای تفریح کجا برن

.

.

.

دخترها بعد 4 ساعت بحث ،تفریحشون لغو میشه چون الهه به نسترن گفت : خرس

 

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب , طنز نوشته های کوتاه

 طنز نوشته های جالب و خنده دار 

 

دنبال نیمه گمشدتون نگردید بعضی هام مثل ما لنگه به لنگه آفریده شدن!

.

.

یعنی همون بعضیام مثل من لنگه ندارن

 

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب , طنز نوشته های کوتاه

جوک خنده دار

 

افسر :خانم شما با سرعت غير مجاز رانندگي ميکرديد

خواهش ميکنم بزاريد برم، من معلم هستم الان کلاسم دير ميشه

افسر :معلم؟ يه عمر منتظر اين روز بودم، حالا شروع کن هزار بار بنويس “من ديگه با سرعت غير مجاز رانندگي نميکنم"

 

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب , طنز نوشته های کوتاه

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب

 

دقت کردین

.

.

.

 بعضی اوقات بچه های کلاس با میز و نیمکت یک اهنگهایی میسازن که بتهوون که سهله بابای بتهوونم نمی تونه اونا رو بسازه

 

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب , طنز نوشته های کوتاه

طنز نوشته های کوتاه

 

سر ناهار دستم خورد به بطری آب همش ریخت تو غذای بابام.

هر کی بود یه چک میخوابوند زیر گوش بچه‌ش.....

ولی بابام نزد....

.

.

.

بشقابشو با بشقابم عوض کرد....

 

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب , طنز نوشته های کوتاه

جوک باحال

 

‏یه جوری میگین کوالا فقط میخوره و میخوابه انگار مثلا گوسفند ۵ صبح بیدار میشه یه چایی تلخ میخوره تا شب میره سر دکل نفت

 

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب , طنز نوشته های کوتاه

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب

 

روال دعوا تو مدرسه تو دهه شصت به این شکل بود که

 اول همو مث سگ میزدیم ، ناظم میومد جدامون می کرد

 بعد تک تک هممونو مث سگ میزد ما ناظمه رو جدا می کردیم

 بعد زنگ میزد بابامون میومد باباهه هم مث سگ میزدمون ناظمه جدامون می کرد

 

گردآوری:بخش سرگرمی بیتوته

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه